الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

153

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

امام همام حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام به شمار مىرود . و من خود به خط مولاى فاضل ، مولانا حسين بن عبد الحق الهى اردبيلى ، كه معاصر با سلطان غازى شاه اسماعيل صفوى بوده است ، چنين ديدم : پس از آنكه سن شيخ صفى الدّين به چهارده‌سالگى رسيد ، مدت شش سال در طلب مرشد برآمد و علوم شريعت را از محضر عالم آن عصر ، رضى الملة و الدّين بهره‌ورى كرد . پس از آن ، در شيراز به جستجوى سير طريقت برآمد تا مراتب سير باطن را از وى فرا بگيرد . او را به شيخ بزرگوار ، مشهور به ، زاهد دلالت كردند . شيخ صفى كه به سنين بيست‌سالگى رسيده بود ، به جانب وى كوچ كرد و مدت هفت سال از مصاحبت وى برخوردار شد و مورد تلقين توبه و اوراد و اذكار قرار گرفت . وى تحت تربيت آن وارسته زاهد به مرات عاليه نايل آمد و شيخ زاهد به وى اجازه داد تا دعوت خويش را علنى كند و به دستگيرى طالبان و ارشاد مسلمانان بپردازد . شيخ صفى ، بنا به اجازهء پير خبير خويش مدت چهارده سال در حيات او و مدت سى و نه سال پس از وفات او به دستگيرى طالبان پرداخت و در دوازدهم محرم سال 735 هجرى در سن 84 سالگى درگذشت - انتهى ملخصا . ملا امين احمد رازى ، در كتاب هفت اقليم « 1 » مىنويسد : آن‌گاه كه سلطان محمّد خدابنده ملقب به اولجايتو و معاصر با علامه حلى ، به بنيان شهر سلطانيه ، واقع در ميان قزوين و تبريز پرداخت ، اكابر و اشراف و علما و

--> ( 1 ) - هفت اقليم يكى از تذكره‌اى معروف است كه شرح حال علما و عرفا و مشايخ را گردآورده و سال 1002 هجرى پايان يافته و تاريخ اتمام آن در اين شعر آمده است گر از تو كسى سؤال تاريخ كند : ( تصنيف امين احمد رازى ) گو ، و ما قضيه فوق را در شرح حال شيخ صفى در آن كتاب نديده‌ايم . آرى در تاريخ اردبيل در پاورقى مىنويسد : يادداشتى از شيخ صفى درباره اجتماع وى با علامه حلى در سلطانيه در زمان سلطان اولجايتو در كتاب‌خانه مجلس شورا موجود است .